این وبلاگ تا زمانی که وبلاگ اصلی باشگاه فیلتر نشده است بروز نخواهد شد. لطفا روی
کلیک کنید و یا ما را در گوگل سرچ نمایید...
![]()
|
این وبلاگ تا زمانی که وبلاگ اصلی باشگاه فیلتر نشده است بروز نخواهد شد. لطفا روی کلیک کنید و یا ما را در گوگل سرچ نمایید... + نوشته شده توسط نسترن یکم در یکشنبه 23 اسفند1388 و ساعت
23:13 |
یا من هو المظلوم مورخ:22/10/88 بیاننامه شماره (بنگرید به آیه 30 اعراف)
امام رضا علیه السلام: اگر دو گرگ درنده به گله بی چوپانی حمله کنند، خسارت کمتری می زنند، تا کسی جاه طلب که به دین ضربه میزند.(میزان الحکمه6922)
با عرض سلام و درود و ادبی دوباره محضر همدانشگاهی های صدرا
بدینوسیله جهت روشن نمودن اذهان تمامی شما عزیزان اعلام می شود: 1. با توجه به حکمی که در تاریخ 26/9/88 توسط آقای دکتر مرندی به وزیر علوم آقای دکتر دانشجو ارسال شده است به لحاظ قانونی و از نظر هیئت امنای دانشگاه، حق هرگونه امضای مالی، حقوقی و مشابه آن، از آقای دکتر اکبریان سلب شده است و از آن تاریخ رسماً آقای دکتر لسانی ریاست(سرپرست) دانشگاه شمرده می گردند. بدیهی بود که ایشان نیز طی بخشنامه ای به تاریخ 1/10/88 که به کلیه پرسنل دانشگاه ارسال داشتند، دستور هماهنگی پرسنل قبل از انجام هر امری را با شخص ایشان، صادر نمایند. عواقب سر باز زدن پرسنلی که وقعی به این موضوع ننهاده اند به عهده خود این عزیزان خواهد بود. 2. پس از این اعلام حکم به آقای دکتر اکبریان و سرباز زدن ایشان از تن دادن به اجرای این حکم، آقای دکتر اکبریان و افراد ذی نفوذ ایشان طی عملیاتی فراقانونی، به اجرا در آمدن این حکم را به هسته های بالاتر اجرایی و قانونی در وزارت علوم کشیده و روند فرآیند قانونی تغییر مدیریتی در دانشگاه را به اصطکاک و کندی دچار نمودند. ایشان و عوامل ایشان با رایزنی های فراقانونی و مادون اخلاقی، پرونده مشکلات دانشگاه صدرا که به خودی خود پیچیده بود را پیچیده تر کردند. بالارفتن مقاومت در سیستم ایشان موجب کاهش شدت جریان روند تغییر و متأسفانه تولید حرارت و گرمای شدیدی شده است! 3. باشگاه دانشجویان دانشگاه صدرا، این کشمکش های دور از آداب و اخلاق اسلامی (که لطمه اش مستقیماً بر پیکر دانشجویان وارد شده و آینده آنها را به بازی می گیرد) را به شدت هر چه تمام تر محکوم می نماید و از همدانشگاهی های عزیز درخواست می نماید که همزمان با حفظ آرامش خود در آستانه امتحانات و إن شاءالله موفقیت در آن، از حقوق حقه دانشجویی خود به هیچ وجه، فروگذار ننمایند. بدیهی است که پیگیری مطالبات دانشجویان در ایام امتحانات (که فکر دانشجو باید تنها صرف درس او شود) به عهده نمایندگان باشگاه خواهد بود؛ چراکه متاسفانه احساس خوبی از تصمیمات روزهای آینده دانشگاه، برداشت نمی شود. 4. طبق دستور منبعی موثق، تمامی تصمیمات و احکام صادره ضد دانشجویی، پس از حل این جریانات، به حالت اولیه تلقی خواهد شد و با بعضی عوامل آگاه در آن برخورد صورت خواهد پذیرفت. 5. روزهای آینده از سرنوشت ساز ترین روزهای دانشگاه است و از همه دانشجویان آرزوی توفیق در رسیدن به منافع و حقوق دانشجویان را تمنا داریم.
* دانشجویان صدرا با توجه به خاطرات گذشته، پیشاپیش هرگونه برچسب زدن سیاسی و متشابه نمایی های اینچنینی نسبت به خود از سوی هر شخص حقیقی و حقوقی را به بهانه سرکوب این خواسته های حقه ، تکذیب و محکوم می نمایند. امیدوار باشید که ... موفقیت از اوست ... ... وَ نَراهُ قَریباً ... اندکی صبر... سحر نزدیک است... باشگاه دانشجویان دانشگاه صدرا + نوشته شده توسط نسترن یکم در سه شنبه 22 دی1388 و ساعت
16:0 |
یا من هو المظلوم مورخ: 19/10/88 طبقه بندی: محرمانه رونوشت: www.bdds.mihanblog.com
با عرض سلام، ادب و احترام و همچنین آرزوی قبول عزاداری بر سیدالشهداء علیه السلام خدمت وزیر محترم علوم، تحقیات و فناوری جناب آقای دکتر دانشجو
خواهشمندیم از آنجا که لا اقل اسم شما نیز مانند ما دانشجو است، این نامه ما که بیشتر شبیه قصه و امثال الحکم است تا یک نامه اداری و رسمی را تا انتها به نظر و بصر مبارک و متبارک برسانید. این نامه در حقیقت دلنوشته عده ای دانشجوست که متعمداً نسل سوخته ساحت علم و فرهنگ گشته اند. »»»و توکلنا علی الله و توسلنا بهم««« اینجانبان به عنوان جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه صدرا (موسسه آموزش عالی صدرالمتالهین) در پی تغییر ریاست دانشگاه خود به دستور رییس امنای دانشگاه جناب آقای دکتر مرندی، در تاریخ 1/10/88 که جناب آقای دکتر اکبریان را عزل و به جای ایشان جناب آقای دکتر لسانی را به سمت ریاست (سرپرست) دانشگاه منصوب نمودند؛ موجی از خوشحالی، به امید اینکه بالاخره مشکلات دانشجویی ما حل خواهد شد را در خود احساس نموده ایم. متأسفانه این فرآیند تغییر ریاست که در دانشگاه های غیر انتفاعی دیگر، روندی کاملا عادی و حل شده را دارد، در دانشگاه ما به گره ای کور بدل شده است. ریاست، یک روز در گرو تصمیم کمیسیون ماده 9 است یک روز دیگر در گرو هیات امنا..! (یعنی سه نفر کارشناس، تقریباً، سرنوشت سه هزار نفر دانشجو و ده هزار نفر خانواده آن دانشجویان را در گروی امروز و فردا کردن خود دارند.) تأسف بیشتر از این است که رییس پیشین دانشگاه، آقای اکبریان این فرآیند عادی و قانونی را نپذیرفته اند. ایشان و همکارانشان با توسل به عواملی که حقیقتاً جوانمردانه نیست جوی را در دانشگاه ایجاد نموده اند که متأسفانه بوی صداقت نمی دهد. موارد یاد شده از این قبیل گفتار ها و رفتار هاست: 1. متأسفانه با شعار اسلام اسلام و لا حکم الا لله تبلیغ دین بر علیه دین می کنند. ما با جرأت این ادعا را داریم که اگر یک نفر عادل بیاید و یک مورد ( فقط و فقط یک مورد!) از تبلیغ مثبت دین، اسلامی بودن، اسلامی شدن، اسلامی کردن، ولایت مدار بودن و امثال اینگونه شعارها و ادعاها را (که به خودی خود بوده باشد و در گرو تظاهر و حق السکوت دادن به دسته و گروهی نباشد) در دانشگاه ما پیدا کند و به اثبات برساند، ما از تمامی خواسته های حقه خود فرو خواهیم نشست، مبادا که به نام دین سر دین را ببُرند. 2. ایشان با نهایت ... ادعای خنده آوری نموده اند که «به دستور شخص رهبری رییس خواهند ماند و هیچکس توان برکنار کردن بنده را ندارند!!؟» آیا ایشان اینقدر بزرگ هستند که شانه به شانه رهبر عظیم الشأن انقلاب می زنند یا زبانمان لال، رهبر عزیز این مملکت آن قدر کوچک شده اند که خرده عالم نماهای این مملکت را باید آنهم به دستور شخصی(!) در یک دانشگاه دور افتاده به انتصاب برسانند؟! 3. عوامل و همکاران مستقیم و غیر مستقیم ایشان به طوری کاملا زیرکانه و مخفیانه این شایعه و شائبه را در دانشگاه پخش نموده اند که: (جسارتاً) حامی پشت پرده آقای اکبریان، شخص جناب وزیر علوم آقای دانشجو هستند! و سند اثبات این گفته نامربوط را به همکاری پیشین شما با ایشان در دانشگاه تربیت مدرس تقویت می کنند. 4. ایشان برای تطمیع کارمندان بعضاً مخالف ایشان، آنهم به طور یکشبه اقدام به ثبت قرارداد و بیمه نمودن آنها نموده اند! 5. ایشان و مدیران همراهشان درست در روزهای پس از شنیدن خبر عزل خود به دستور دکتر مرندی به تکاپو افتاده و اقدام به کارهای سطحی و روبنایی و ظاهری یکشبه و متأسفانه تحمیر افراد نموده اند. به طور مثال در جلساتی مخفیانه با نمایندگان رشته های فلسفه و علوم قرآن و حدیث دانشگاه (که اکثراً بی اطلاع از جریان امور دانشگاه هستند و تماماً افراد مومن، ساکت و سر به زیر می باشند و فقط کافی ست تا قرآنی را بر طاقچه سرنیزه به آنها نشان دهی تا مریدت شوند)، برای چندمین بار شعار کذب، ماسیده و دستمالی شده "من می خواهم این دانشگاه را اسلامی کنم"، طی ساعتی اکران نمودند.(اگر قرار بر ظهور اسلامی بود، در این یک سال و نیم قطعاً دانشجویان، یک صدای الله اکبر از حنجره حَقه این دوستان شنیده بودند) 6. ایشان از تمامی کارمندان و پرسنل در برگه ای که اجازه خواندن متن آن را به بهانه کم بودن فرصت به آنان نداده اند، امضای موافقت و رضایت گرفته اند. تا جایی که به جای بعضی از پرسنل که راضی به امضای آن برگه نشده اند، از کس دیگری امضای جعلی گرفته اند! 7. از یک طرف فریاد شایسته سالاری و دکتر پروری و تولید علم و آی اس آی سر می دهند از یک طرف دیگر کثرت همکاران خدوم ایشان حتی تا سالن دار سلف و آشپز رستوران، همشهری همدانی ایشان هستند کم ترین فضای علمی در دانشگاه وجود ندارد!!؟ 8. از یک طرف صدای أنا الفقیر الحقیر المسکین المُستکین ایشان بلند است و از طرف دیگر مدیران ایشان، خبرهای دو میلیارد و اندی تومانی در حسابی با امضای شخصی را با حواریون خود زمزمه می کنند!!؟ 9. دانشجویان که از اوضاع موجود به تنگ آمده بودند؛ به طور خودجوش، در کمال روشنی و به طور علنی اقدام به جمع آوری طوماری برای درخواست حل مشکلات دانشگاه کرده اند که متأسفانه پرسنل حراست و حفاظت فیزیکی دانشگاه طبق دستوری که از بالاتر آمده است، در کمال بی احترامی اقدام به زیر نظر گرفتن عادی ترین حرکت دانشجویان نموده اند و این عمل ایشان به واقع امنیت روانی جمعی از بچه های دانشگاه را سلب نموده است. 10. ایشان و دوستان شان که ساده ترین اقدام دانشجویی را که در همه جای جهان مرسوم است را بر نتافتند؛ در بی خبری محض دانشجویان، اقدام به تشکیل یکطرفه کمیته های انضباطی برای اقدام فوق نموده اند و بدون ارائه هیچ مدرک رسمی، بعضی از دانشجویان مظلوم واقع شده را با ابزارهای مجازی گوناگون، در آستانه امتحانات ترم، تهدید به اخراج و محرومیت و ... نموده اند. 11. ایشان در اقدامی عجیب و محیرالعقول متاسفانه باز به طور یکشبه عوامل حراست را در ساختمان های دانشگاه صدرا که بسیار کوچک هستند؛ تقریباً تا دو برابر افزایش دادند. به طوری که با کمی اغراق می توان گفت: با یک سر گرداندن در دانشگاه بیشتر افراد حراست دیده می شوند تا دانشجو! جالب اینجاست که حتی بعضی از اولیاء که در دوره ریاست ایشان به دانشگاه صدرا قدم می گذارند، صدرا را با پادگان مقایسه می کنند. 12. مدیران ایشان در تلفن های مکرر و جداگانه با بعضی از فعالان فرهنگی ـ مذهبی دانشگاه به طور تلویحی و نرم، تهدیدهای متنوعی را همراه با بلوف فراوان تحویل خانواده های بی گناه و بی خبر این افراد می دهند. 13. تلفن های دانشگاه در این مدت یکسره یا زنگ می زند و یا زنگ می خورد. به طوری که پیش بینی ها حاکی از آن است که قبض های تلفن این ماه رکورد تاریخ صدرا را بهبود ببخشد. 14. و ... ما کلافه ایم... از این اسلامیزه کردن نه اسلامی کردن! ما کلافه ایم... از این تظاهر به راستگویی ها... با دروغ و نفاق...! ما کلافه ایم... از این پوسته تواضع... با گوشت و لحمی از ریا...! ما کلافه ایم... از این ظلم ها... با ادعای عدل...! ما کلافه ایم... از این شعار ها... بدون شعور...! ما کلافه ایم... از این قول ها... بدون عمل...! ما کلافه ایم... از اینکه دربان وزارتخانه شما به ریش ما میخندد و می گوید: اَ ا َا َا اَ ه ه ه ه ! هنوز مشکل شما حل نشده؟!؟ هنوز اکبریان نرفته...؟!؟ ما کلافه ایم... از بس دانشجویان صدرا را که به تظلم پناهتان آورده اند برایتان تکراری شده ایم... ما کلافه ایم... از اینکه وقتی نام صدرا را در هر کجای وزارت علوم می بریم، نگاه عاقل اندر سفیه پسمان می دهند... ما کلافه ایم... از اینکه هیات سه نفره گویا رأی خود را داده اند که اکبریان ها همچنان می تازند...! ما کلافه ایم... از اینکه نمی توانیم بفهمیم گناهمان چیست...؟! آل علی چو دست تظلم برآورند ارکان عرش را به تلاطم درآورند با توجه به همین حرفها، دل گفته ها و سیاه مشق ها و صدها صدای شکسته ای که هست و برنیاوردیم؛ عاجزانه... خاضعانه... ملتمسانه... ... از حضرت عالی تقاضا مندیم تا آن روان نویس مبارک إن شاء الله روا نویس را به پنجه کامرانه خود بر صفحه امید قلب صدها دانشجوی دورافتاده از هیاهوی این شهر پرفریب و وزارتخانه های شانزده طبقه و آسانسورمخفی دارش، برقصانید و آنچه شعر از حقیقت را می توان سرود بر پیشانی آن برگه آمال و آرزوهای صدراییون بنگارید. باشد که... ما باشیم و... شما باشید و............. او نیز باشد. اگر وقت ملاقاتی مستقیم با خود را به نمایندگانی از دانشجویان صدرا دهید که بسیار شاکر خواهیم بود و... فبهاالمُراد اللّهُمَّصَلِّعَلیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلفَرَجَهُم اللّهُمَّاجعَلنامِنخَیرِاَعوانِهوَاَنصارِهوَشیعَتِهوَالمُستَشهَدینَبَینَیَدَیه غلام همت آنیم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است یا رب الحسین(ع) ــــــــــــــــــــــــــ بحق الحسین(ع) ــــــــــــــــــــــــــ إشف صدرالحسین(ع) ـــــــــــــــــــــــــــ بظهور الحجه(عج) با تشکر از بذل عنایتتان، پیشاپیش و پساپس باشگاه دانشجویان دانشگاه صدرا
+ نوشته شده توسط نسترن یکم در سه شنبه 22 دی1388 و ساعت
13:14 |
باسمه تعالی مورخ: 19/10/88 موضوع: در خواست ترتیب اثر به شکایات
با عرض سلام ، ادب و احترام خدمت دایره شکایات وزارت علوم و اعضای گرامی آن بخش
اینجانبان به عنوان جمعی از دانشجویان دلسوز دانشگاه صدرا (موسسه آموزش عالی صدرالمتألهین) با توجه به مشکلات فراوان دانشجویی خود طی یک سال و نیم گذشته، و لاینحل شدن این مشکلات با توجه به سوء مدیریت ریاست عزل شده دانشگاه، جناب آقای دکتر اکبریان و تیم کاری ایشان؛ خواستار بررسی و رسیدگی هرچه سریعتر آن هیئت محترم نسبت به مشکلات ریز و درشت دانشگاه خود که اغلب حاصل همین سوء مدیریت هاست، می باشیم. پاره ای از این مشکلات به صورت گزاره هایی تیتروار در ادامه می آید که إن شاءالله به دید گرامیتان رسیده و به ید توانایتان حل و فصل گردد. 1. عرضه فرهنگ مدیریتی به جای مدیریت فرهنگی در کلیه مصادر دانشگاه. 2. وسیع تر شدن دایره پرسنل فامیلها، همشهریان همدانی و آشنایان با رییس دانشگاه. 3. افزون کردن روز به روز حیطه اختیارات بستگان ریاست دانشگاه توسط ایشان. 4. شعار کذب اسلامی کردن دانشگاه در حالیکه این دانشگاه به سمت اسلامیزه شدن پیش می رود. 5. برکنار کردن مدیر گروه های محبوب و لایقی همچون آقایان مزیدآبادی(برق الکترونیک) و جوانی(برق) و... که به علم و اخلاق و عمل در نزد دانشجویان زبانزدند. 6. انتصاب خانمی از نزدیکان خود به عنوان مدیرگروه الکترونیک که بی سوادی ایشان نزد دانشجویانشان شهره است، در شرایطی که ایشان بخش زیادی از زمان ترم گذشته را در مرخصی بارداری و زایمان بودند! 7. پرونده سازی و هتک آبروی خانوادگی از بعضی دانشجویان که به تحریک مستقیم ایشان انجام پذیرفته است. 8. تهدید نرم، غیر مستقیم و نامکتوب به کمیته انضباطی و... نسبت به بعضی دانشجویان که دارای حسن شهرت در دانشگاه هستند.(به طور مثال دانشجویی که خود ایشان در هنگام ثبت نام دانشجویان در سه ترم قبل تر به عنوان مسئول گزینش در میز کمیته انضباطی دانشگاه قرار داده بودند را به کرات به کمیته انظباطی تهدید نموده اند به بهانه اینکه وقتی اعمال غیر اخلاقی آنان را دیده، موی دماغشان شده است و دروغ ها و آرزوهای خیالی ایشان را باور نکرده است! ) 9. ادعای دروغ نماینده رهبر بودن و منصوب شدن از جانب رهبری عظیم الشأن انقلاب به انحاء گوناگون. 10. تماس تلفنی از جانب مدیران ایشان با خانواده دانشجویان و سلب امنیت روانی و اخلاقی دانشجویان با دروغگویی و تهمت زدن نسبت به ساحت مظلوم دانشجویان. 11. تهمت بی دینی و فساد به کسانی که تدین خود را با تظاهر مثل ایشان فریاد نمی زنند. 12. تشویش اذهان برخی از دانشجویان فلسفه دانشگاه که منتسب به ایشان هستند و در سیطره حالت مرید و مرادی با ایشان قرار دارند نسبت به شوراندن آنها بر علیه جریان اکثریت دانشجویی توسط مدیران تحت امر. 13. وضعیت افتضاح حجاب و پوشش که علی رغم ادعای ایشان، نه تنها اسلامی نشده است بلکه ضد اسلامی نیز می نماید. 14. اوضاع نابسامان روابط دختر و پسر نامحرم که در دانشگاه و محیط پیرامون آن به وضوح مشاهده می شود. 15. پرونده سازی و ایجاد جریان بر علیه بهترین استاد علوم قرآن و حدیث (آقای دکتر م.ر) و عدم ادامه همکاری با ایشان در شرایطی که دیگر استادان این رشته همپایه علمی و عملی ایشان نبوده اند. 16. ایجاد غیر مستقیم فضا و پر و بال دادن بیش از اندازه نسبت به بعضی اساتید کم ظرفیت تا جایی که یکی از آنها به بعضی از دختران رشته... پیشنهاد غیر متعارف شرعی داده و به بعضی از دختران دانشجو بدین طریق لطمه روحی وارد آمده است. (البته این امر انصافاً مسئولیتی بر گردن دانشگاه و ریاست آن تحمیل نمی نماید ولی حرف اینجاست که چرا باید بستر چنین تحرکات غیر اخلاقی آنهم از جانب یک استاد عاقل و بالغ و مهمتر اینکه تحت لوای رشته مقدس... فراهم گردد؟!) 17. اجازه ورود و تدریس در دانشگاه به بعضی اساتید که تنها مدرک دهان پرکنی دارند و ساده ترین روش های تدریس را نیازموده اند و نمی توانند با دانشجو ارتباط علمی برقرار کنند. 18. مهره چینی چند ساله از حواریون خود در دانشگاه در جهت اینکه بتوانند پایه های میز هر کس که موافق ایشان نیست را هر گاه اراده کنند، بلرزانند. 19. دادن کرسی تدریس به افرادی غیر متخصص که ابتدا به عنوان منشی وارد سیستم گشته بودند! 20. تخصیص پایه حقوق و ردیف بودجه به خویشاوندان خود که بدون انجام هیچ کاری تنها یک چادر اجباری بر سر کرده اند و نقش زیرنویس را در تصویر مقدس دانشگاه بازی می کنند. (به طور مثال به خواهر زن ایشان می توان اشاره کرد.) 21. ظاهر سازی دینی تمسخر آور و چادر زورکی بر سر کارمندان کردن که به نوعی موجب وهن اسلام و این پوشش برتر است. چرا که این دستورات را طی بخشنامه هایی که هیچ زمینه سازی فرهنگی برای آن نشده است صادر نموده اند. 22. ادعای وهمانه و کذب مبنی بر اینکه طی یک برنامه درازمدت بیست ساله این دانشگاه جزء بیست دانشگاه برتر جهان اسلام خواهد بود و ما برای آن برنامه ریزی کرده ایم!! در شرایطی که طی یک سال و نیم گذشته در هیچ یک از ارکان عیانی و نهانی دانشگاه شواهدی مبتنی بر اینکه برنامه ای وجود دارد دیده نمی شود. به عبارتی بی برنامگی کامل در دانشگاه موج می زند. تنها برنامه ریزی مشاهده شده این است که روی هر چه موجود است، نه رنگ اسلام و دین بلکه ضدزنگ اسلامیزاسیون زده اند. درست طبق فرمایش آن مولای مظلومان که فرمود: "پوستینی وارونه بر تن کرده اند" و یا در جای دیگری فرمود: "زمانی می رسد که از اسلام نمی ماند جز نامی و از قرآن جز کتابی" و براستی که بخشی از آن زمان توسط اکبریان ها در دانشگاه صدرا ظهور کرده است. 23. بی کفایتی و نالایقی محض دایره فرهنگی دانشگاه، بویژه در شرایطی که مهمترین فرآیند و برآیند غیر علمی در دانشگاه ها بر گرده بخش فرهنگ است. (به طور مثال، تمام امورات مرّه دانشگاه را به سمت مدیران بی فرهنگ فرهنگی که به زعم تمامی دانشجویان فعال فرهنگی اینگونه اند؛ سوق می دهند و فیلتراسیون تأیید یک فرآیند کاملاً فرهنگی ـ دانشجویی در لایه ای کاملاً دور از فرهنگ قرار می دهند. 24. جیب به جیب کردن کرایه و اجاره ساختمان شماره 1 دانشگاه که به نام همسر آقای اکبریان است. 25. عدم تخصیص یا کمترین میزان تخصیص بودجه برای فعالیتهای علمی ـ پژوهشی ـ فرهنگی ـ قرآنی و ... دانشجویان و از آن سو ادعای مجدد بر اینکه می خواهم این دانشگاه را جزء بیست دانشگاه برتر جهان اسلام قرار دهم! (در شرایطی که در هر ترم از هر نفر سیصد تا چهارصد هزار تومان دریافت می شود؛ حتی ده درصد از این وجوهات را برای دانشجویان هزینه نمی کنند.) 26. صحنه سازی های بچه گانه قبل از ورود بازرس ها به دانشگاه که خنده و ضَحکِ خدا و بنده را در می آورد. (مثلاً چندی قبل که قرار بر آمدن یک بازرس به دانشگاه بود؛ در ساختمان 2 که اصلاً سایتی وجود نداشت یک کلاس را خالی کرده و روی شیشه آنرا پوشاندند و برچسب زدند: محل استقرار سایت!؟! که این عمل سوژه خنده بچه های دانشگاه را تا چند روز تأمین کرده بود) آیا با برکت این دروغ ها می خواهند صدرا را اسلامی کنند. 27. در توجیه ریاست غصبی خود که نارضایتی اکثریت دانشجویان را به همراه دارد بیان می کنند که: اسم دانشگاه (صدرالمتألهین) را خودم گذاشته ام، ملاصدرا هم مثل من آخوند بود، پس تنها من باید رییس باشم! 28. در ساده ترین مراسم که قرار بر تشریف فرمایی آقای اکبریان است سر اینکه ارتفاع سن و میز ایشان از زمین و نسبت به بقیه چقدر باشد، دعواست؛ و از آنسو برای اینکه دانشجویان نتوانند هیچ همایش علمی و فرهنگی در دانشگاه برگزار کنند، سن متحرک دانشگاه را از بین می برند! 29. یکی از تخصص های آقای اکبریان برگزاری جلسات خصوصی با دانشجویان است و تخصص برتر ایشان این است که از ابتدای جلسه به دروغ شروع به نوشتن می کنند تا حاضرین خیال کنند که مشکلاتشان حل خواهد شد. این کار مذبذبانه ایشان باعث می شود که حاضرین جلسه با خنده و رضایت جلسه را ترک کنند. بعد که چندی از زمان آن جلسه گذشت؛ دانشجویان تازه می فهمند که نه تنها خواسته شان برآورده نشده است، بلکه رَکَبی بزرگ خورده اند. یعنی آن جلسه در رزومه خدمات و افتخارات رییس دانشگاه ثبت می شود، در حالیکه دانشجویان با هیچ زبانی نمی توانند ثابت کنند که آن خدمت ظاهری عین خیانت بوده است. نکته جالب اینجاست که به خاطر پنهان بودن آقای اکبریان در لوای مقدس روحانیت و لباس مطهر پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم ، بعضی از دانشجویان و پرسنل مومن و ساده لوح که ایشان را در هاله ای از نورانیت و معنویت می پندارند، برایشان این ریا، دروغ و تزویر قابل لمس نیست و همواره مانند کبک سر به سجده برف می گذارند. 30. ریاست دانشگاه صدرا درست از زمانی که رهبر گرانقدر انقلاب دستور فرمودند که باید در عرصه علوم انسانی و اسلامی در دانشگاه ها تغییرات بنیادین صورت پذیرد و همچنین باید کرسی های نقد در دانشگاه شکل بگیرد؛ بر شعار کذب اسلامی کردن دانشگاه لعاب شدیدتری انداخته اند و با اسلام اسلام گفتن می خواهند دهان خود را شیرین کنند. و واعدنا موسی ثلاثین لیله... به تبرک و برکت این آیه شریفه، سی مورد از صدها مشکل را برایتان برشمردیم. إن شاءالله که قبل از ورود به وادی نقد حقوقی ریاست دانشگاه خود، عامل به انجام درست این موارد بوده باشیم. بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار از این که به بی قراری این خیل دانش و فرهنگ، بی قرار می گردید، به گرمی، دستفشارتان خواهیم بود.
کرار و برقرار باشید باتشکر وسپاس فراوان ـ یاعلیمدد
باشگاه دانشجویان دانشگاه صدرا
تلفن تماس در صورت نیاز:................
+ نوشته شده توسط نسترن یکم در سه شنبه 22 دی1388 و ساعت
13:9 |
یا من هو المظلوم مورخ:16/10/88 بیاننامه شماره (آیه 148 نساء) امیرالمومنین علیعلیه السلام: آفت دانشمندان، ریاست طلبی ست.(میزان الحکمه6488)
با عرض سلام و درود و ادب خدمت همدانشگاهی های صدرا
بدینوسیله جهت روشن نمودن اذهان تمامی شما عزیزان اعلام می شود: 1. علی رغم ادعای مدیران دانشگاه، طبق خبر قطعی، از تاریخ 1/10/88 با امضای قانونی جناب آقای دکتر مرندی رئیس هیئت امنای دانشگاه، جناب آقای دکتر اکبریان از سمت خود عزل و به جای ایشان با توجه به درخواست های فراوان دانشجویان جناب آقای دکتر لسانی به عنوان رئیس دانشگاه منصوب شده اند. 2. طبق بخشنامه منتشر شده که به امضای ریاست جدید آقای دکتر لسانی رسیده است؛ از تاریخ1/10/88 کلیه امور دانشگاه می بایست با دستور کتبی ایشان ترتیب پذیرد. فلذا صدور هرگونه نامه و ... بر علیه هریک از دانشجویان غیر قانونی است. (متأسفانه طبق اخبار واصله، جناب آقای دکتر اکبریان از این فرآیند قانونی سرباز زده اند و احکامی را بعد از این تاریخ، صادر نموده اند و تأسف بیشتر اینکه تاریخ ذکر شده در نامه ها را به تاریخ های جعلی قبل از 1/10/88 ثبت نموده اند!) 3. باشگاه دانشجویان صدرا ضمن رضایت نسبی از این تغییر ریاست، جهت بیان بخشی از فوری ترین خواسته های دانشجویان، در 14/10/88 نامه ای را خطاب به ریاست امنا جناب آقای دکتر مرندی تنظیم کرده است که به امضای جمع کثیری از دانشجویان صدرا2 رسیده و در صدرا 1 و 3 نیز إن شاءالله در حال به امضا رسیدن است. 4. با توجه به قرار داشتن در آستانه امتحانات، هرگونه اعمال رفتار که دون شأن دانشجویان صدرا باشد، (مثل: تهدید به کمیته انضباطی ـ بی احترامی به دانشجو از جانب حراست و...) از جانب باشگاه دانشجویان صدرا، محکوم است. 5. باشگاه دانشجویان صدرا جهت خواست توضیح و روشن شدن موضوع از زبان طرفین، با تلفن مستقیم ریاست قبلی آقای دکتر اکبریان و ریاست جدید آقای لسانی تماس برقرار نمود که تنها آقای لسانی جواب تلفن خود را دادند و بدین ترتیب قرار جلسه ای گذاشته شد که ماحصل آن جلسه در ادامه می آید: (15/10/88 تاریخ انعقاد جلسه) * قول مساعد نسبت به شکستن حصر مدیر گروهای نالایق و مدیران ناکارآمد از نظر دانشجویان. * سعی در جهت پذیرش و آوردن مقطع کارشناسی برای رشته های کاردانی و کارشناسی ارشد برای بعضی رشته ها. (به علت نیاز به داشتن دکترای تخصصی مدیرگروه، هنوز محقق نشده است) * قول مساعد در مورد راه اندازی تشکل ها و کارگاههای علمی خفته شده در دانشگاه و حمایت مادی و معنوی دانشجویان (همچون گروه رباتیک، گروه سازه های ماکارونی عمران، گروه بتون). * سعی دانشگاه مبنی بر از بین بردن نقاط ضعف و ارتقاء کیفی دانشگاه و امور آن (که البته کار یک روز و دو روز نیست و زمان خواهد برد). * قول مساعدت نسبت به از سر گیری رسمی فعالیت های انجمن های علمی و دلگرم کردن مجدد اعضای انجمن های قبلی با اختیارات کاملاً دانشجویی و عدم دخالت مستقیم مدیران ( نظیر برق الکترونیک، قدرت، مخابرات، فلسفه، آمار،کامپیوتر). * زنده کردن واحد فرهنگی دانشگاه با دادن اختیارات دانشجویی و خاتمه دادن به روند کنونی که نارضایتی شدید و دلزدگی فراوان دانشجویان را به همراه داشته است.(قرآن و عترت، کانون اندیشه سبز، فیلم و تئاتر و ...) * بهبود وضعیت حراست و تبدیل فضای پادگانی نظامی ـ امنیتی فعلی به فضای علمی ـ فرهنگی ـ اسلامی و همچنین بهبود کیفیت ظاهری دانشجویان طبق شرایط نرمال و اخلاقی که در دانشگاه های برتر کشور وجود دارد.
* دانشجویان صدرا با توجه به خاطرات گذشته، پیشاپیش هرگونه برچسب زدن سیاسی و متشابه نمایی های اینچنینی نسبت به خود از سوی هر شخص حقیقی و حقوقی را به بهانه سرکوب این خواسته های حقه ، تکذیب و محکوم می نمایند.
امیدوار باشید که ... موفقیت از اوست ... . .. وَ نَراهُ قَریباً ... اندکی صبر... سحر نزدیک است... باشگاه دانشجویان دانشگاه صدرا + نوشته شده توسط نسترن یکم در سه شنبه 22 دی1388 و ساعت
13:6 |
یا من هو المظلوم موضوع: درخواست صنفی دانشجویی تاریخ : دوشنبه 14 / 10 / 1388 رونوشت1: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری رونوشت2: هیئت امنا و هیئت موسس صدرا امیرالمونین علی علیه السلام: هرکس جایی قرار گیرد که کسی شایسته تر برای آن جایگاه باشد؛ عاقبت هلاک خواهد شد.
با عرض سلام ، ادب و احترام خدمت رئیس محترم هیئت امنای دانشگاه صدرا جناب آقای دکتر مرندی
اینجانبان به عنوان جمعی از نسل سوخته دانشجویان دانشگاه صدرا که با شنیدن خبر عزل جناب آقای دکتر اکبریان پس از تحمل یک سال و اندی مشکلات آموزشی، فرهنگی، علمی و... و همچنین انتخاب جناب آقای دکتر لسانی توسط آن هیئت محترم، به عنوان سرپرست فعلی و رئیس آینده دانشگاه، موجی از امید به روزهای خوش آینده و سرفرازی دانشگاه و دانشجویان صدرا را در خود احساس می نماییم؛ بدینوسیله از حضرتعالی به عنوان شخص اول معنوی دانشگاه خواهان بذل عنایات عالیه و خاصه و انجام گزاره های زیر می باشیم: 1. کمک به انجام هرچه سریعتر تغییر و تحولات لازم نسبت به مدیر گروه هایی که از نظر دانشجویان نالایق هستند و نیز کمک به جذب اساتید متبحر و نامی برای ترم آتی. 2. کمک به برقراری آرامش و نظم آموزشی و علمی توسط سرپرست جدید دانشگاه با توجه به قرارداشتن در آستانه امتحانات ترم. 3. رفع ابهامات مدیریتی در دانشگاه با توجه به وجود شایعات و دروغ فراوان. 4. و . . . * پیشنهاد می شود: با توجه به شرایط دروغ پردازی، سفیدنمایی و بایکوت خبری از جانب تیم مدیریتی پیشین که در دانشگاه موج می زند (مانند دروغ خواندن تغییر ریاست توسط هیئت امنا) و نیز احتمال بی اثر کردن این خواسته ناچیز و به حق دانشجویی؛ در مورد اموری همچون تغییر ریاست یا اثبات عدم لیاقت ریاست وقت دانشگاه، با حضور حَکَمی عادل در سه ساختمان صدرا 1 ،2 و 3 ، نظرسنجی آزاد دانشجویی صورت گیرد. * دانشجویان صدرا با توجه به خاطرات گذشته، پیشاپیش هرگونه برچسب زدن سیاسی و متشابه نمایی های اینچنینی نسبت به خود از سوی هر شخص حقیقی و حقوقی را به بهانه سرکوب این خواسته های حقه ، تکذیب و محکوم می نمایند.
امضاء باشگاه دانشجویان دانشگاه صدرا به امید فردایی بهتر + نوشته شده توسط نسترن یکم در سه شنبه 22 دی1388 و ساعت
13:0 |
|
|